سيد جلال الدين آشتيانى

76

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

در اين فصل ، قيصرى نحوهء حكومت اسم ظاهر و اسم باطن و كيفيت مظهريت طبايع كليه ، نسبت باسماء و نحوهء ظهور اسماء در اعيان و كيفيت ظهور اعيان ثابته در مظاهر خلقى را بيان نموده است و همچنين در اين فصل نحوهء تعلق علم حق بحقايق و كيفيت علم تفصيلى حق نسبت باعيان را بيان كرده است . « 1 » فصل سوم : در اين فصل ، مباحث نفيسى از عرفان و تصوف : بيان انطواء مظاهر اسمائيه و اعيان ثابته و ماهيات امكانيه و نحوهء تحقق اسماء و اعيان و مظاهر خلقى در مقام ذات وجود ، و نحوهء ظهور اين حقايق از مقام ذات در احديت و واحديت ، مقام خلق و ايجاد و كيفيت ظهور حقايق از مقام باطن وجود به صورت عقلى اجمالى ، و ظهور در واحديت و عالم تقدير بظهور تفصيلى ، و كيفيت ظهور حق در ملابس اعيان و اسماء و صفات ، و بيان احكام وجود در مقام ظهور و خفاء و كيفيت مجعوليت ، و بيان اعتبارات اعيان نسبت بظهور در مواطن و مظاهر ، و بيان استناد اسماء به حضرت جمع وجود و تقرير اين معنى كه اعيان ثابته و ماهيات بحسب واقع و نفس الامر ، وجودات خاصهء علميه هستند و هيچ حقيقتى از دائرهء نور وجود خارج نيست ، با عباراتى عالمانه بيان نموده است . « 2 » مصنف علامه ، در اين فصل بيان كرده است كه برگشت اعيان باعتبار تعينات عدميه ، لازم ماهيات امكانى بعدم است ، اگر چه باعتبار حقيقت و ظهور اسمائى داخل در اصل وجودند . در اين مسئله استناد بكلام حضرت خاتم الاولياء على عليه السلام : ( الحقيقة صحو المعلوم و محو الموهوم ) نموده است . « 3 »

--> ( 1 ) . ما در اين فصل اقوال اهل تحقيق را در علم بارى به بيان كافى و مشروح نقل و مسلك اهل تحقيق را مبرهن ساخته‌ايم قيصرى در اين فصل به برخى از اتباع مشاء در علم حق مناقشه نموده است . ( 2 ) . ما اين مطلب را بر طبق نظريهء اهل نظر و برهان نيز تقرير نموده‌ايم و كلمات صاحب اسفار را در اين بحث نقل كرده‌ايم . ( 3 ) . حضرت مولى در جواب سؤالات عارف روشن ضمير ، كميل بن زياد نخعى ، صحابهء خاص خود حقيقت را شرح مىدهد . كميل از حضرت سؤال مىكند : « ما الحقيقة » مراد كميل از حقيقت اصل وجود حق است ، كه حقيقة الحقائق مىباشد . حضرت در اين مقام ، كلماتى فرموده است كه عرفا در